تبليغاتX
نقدوافشای ماهیت دروغین فرقه قادریه

نقدوافشای ماهیت دروغین فرقه قادریه

درج مقالات ونوشته های پژوهشی درنقدوافشای ماهیت فرقه قادریه

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 18:11  توسط محقق املشی  | 

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 18:29  توسط محقق املشی  | 

بازشناسی مقام معنوی امام رضاعلیه السلام

http://razavii8.blogfa.com   بازشناسی مقام معنوی امام رضاعلیه السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 18:22  توسط محقق املشی  | 

سلام برلبان تشنه حسین بن علی ویارانش

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 16:13  توسط محقق املشی  | 

اخبارفرق ضاله

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 15:31  توسط محقق املشی  | 

...اوخواهدآمد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 18:31  توسط محقق املشی  | 

دوستان عیدتون مبارک...خوش بگذره

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 17:52  توسط محقق املشی  | 

دانلودرایگان تقویم سال1388هجری شمسی وقمری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 17:24  توسط محقق املشی  | 

الاسلام یعلوولایعلی علیه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 15:15  توسط محقق املشی  | 

بدون شرح

Advertisement 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:4  توسط محقق املشی  | 

معرفی سایت معتبرشیعیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 18:27  توسط محقق املشی  | 

فرقه ضاله قادریه

فرقه قادریه دنباله رو جنید بغدادی و شیخ عبدالقادر گیلانی، صوفی مشهور اهل سنت و جماعت می باشد. از این سلسله، شاخه هایی بسیار بوجود آمده است. شیخ محی الدین ابو محمد عبدالقادر بن ابی صالح به روایتی در شب اول

 رمضان 471 هـ.ق در روستای بشتیر متولد شده است و وفات او  را در سال 561 هـ.ق ذکر کرده اند.

وی در آغاز تحصیل نزد ابو زکریای تبریزی، علوم ادبی را فرا گرفت و در سن هجده سالگی به بغداد رفت و نزد علمای آن سامان علم حدیث و فقه را آموخت. استاد وی در فقه حنبلی ابوالوفاء بن عقیل بوده و مبانی تصوف را نزد ابوالخیر حماد الدباس کسب کرده است. او در طول این مدت به ریاضت و عزلت نشینی روی آورد. از طرف علی بن ابی سعد مخرمی به تدریس در مدرسه خود ایشان پرداخت و بدین ترتیب، در پی ارشادات وی شهرتش گسترش یافت. وی خرقه مشایخ را از ابو سعید مخرمی گرفته است.

از القاب او شیخ کل، شیخ مشرق و محی الدین می باشد. وی سنی مذهب است و فقه حنبلی را از ابن عقیل آموخته است.

دراویش قادری امروز بیشتر در ناحیه کردستان حضور داند، هرچند این فرقه در ولایات سند و بلوچستان و کشور مغرب نیز طرفدارانی دارد.

دراویش قادری عمدتاً دارای گیسوان بلند هستند و شارب (سبیل) بلند می گذارند و در هنگام ذکر موهای خود را باز نموده و پریشان می کنند.

پیروان این طریقت، درک حقیقت و روشنی روح و وصول به حق را در قیل و قال و سماع می دانند و معتقدند که لذّت جسم موجب شادمانی روح می شود.

ذکر دراویش قادری بر دو نوع است: یکی به نام « تهلیل » و دیگری ذکر ایستاده به نام « هره » است. در ذکر نخست، حلقه وار می نشینند و شیخ یا خلیفه، رهبری ذکر را بر عهده می گیرد. او در حلقه مریدان قرار می گیرد و در حالی که تسبیحی در دست دارد، به رهبری ذکر دراویش می پردازد. برای ذکر ایستاده « هره » دراویش به طور ایستاده حلقه ای تشکیل می دهند و خلیفه در وسط ایستاده و رهبری ذکر را بر عهده می گیرد. این ذکر با آهنگ طبل (طاس)، دف و شمشال همراه است.

این طریقت تأثیر زیادی از یوگی های هندی پذیرفته و پیروان آنان در هنگام ذکر و سماع دست به اعمال خارق العاده می زنند.

برای عبدالقادر کرامت ها و داستانهای دروغ زیادی از سوی پیروان او نقل شده که در تاریخ تصوف بی سابقه است.

شعرانی در طبقات الکبری نوشته : شیخ عبدالقادر گیلانی (رض) می گفت : مدت بیست و پنج سال تمام، در بیابانهای عراق تنها و بی کس اقامت کردم. نه کسی را شناختم و نه کسی مرا شناخت. طوایفی از مردان غیب و جن نزد من می آمدند و راه خدا شناسی را به آنها تعلیم می دادم و خضر در آغاز ورودم به عراق با من همراهی و رفاقت کرد در حالیکه من او را نمی شناختم و شرط کرد که با او مخالفت نکنم. او به من گفت : در اینجا بنشین! و من سه سال در همان جا که او گفته بود نشستم. هر سال می آمد و می گفت : در همین جا باش تا من نزد تو بیایم. می گوید : یک سال در خرابه های مداین ماندم و در این مدت به انواع مجاهده با نفس مشغول بودم ؛ آب می نوشیدم و از چیزهای دور ریخته می خوردم، یک سال نه می خوردم و نه می نوشیدم و نه می خوابیدم. یک شب که هوا خیلی سرد بود، در ایوان کسری خوابیدم و محتلم شدم و برخاستم و رفتم در شط غسل کردم. سپس خوابیدم و محتلم شدم و رفتم در شط غسل کردم و این عمل در آن شب چهل بار تکرار شد که من غسل می کردم. سپس بالای ایوان صعود کردم که مبادا خوابم ببرد.

(طبقات الکبری/ج1/ص110)

در جای دیگر عبدالقادر گیلانی  می گوید :

آنگاه که جدّم (ص) در شب مرصاد معراج کرد و به سدره المنتهی رسید، جبرئیل امین عقب ماند و گفت : ای محمد! هر گاه به قدر انگشتان نزدیک شوم، آتش می گیرم. خدای تعالی، روح مرا در آن مقام پیش او فرستاد تا مگر از سید امام علیه و علی آله السلام استفاده بکنم. من به حضور او مشرف شده و نعمت بزرگ وراثت و خلافت را نیکو داشتم. آنجا که حضور رساندم منزلت براق را دیدم تا اینکه جدّم رسول الله (ص) بر من سوار شد و جلو من در دست او بود تا اینکه به مقام قاب قوسین یا کمتر رسید. به من گفت : ای فرزند و ای نور چشمم ! این قدم من بر گردن تو قرار گرفته و قدم های تو بر گردن همه اولیاء خدا قرار می گیرد.

بعد می گوید : به عرش با شکوه خدا بار یافتم و پرتو های آن بر من نمایان شد و خدا این مقام را به من بخشید. قبل از تخلق به اخلاق الهی به عرش خدا نگریستم و ملکوت او بر من آشکار شد و خدا مرا بر کشید و تاج وصال را با نظر در احوال من بر من کرامت کرد و او است که شرافت می دهد و مرا جامه تقرب می پوشاند.

(الغدیر/ج21/ص276)

خودتان قضاوت کنید !!!

آیا این است دین اسلام ناب محمدی (ص)؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 18:24  توسط محقق املشی  | 

اطلاع رسانی

AdvertisementAdvertisement
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 18:23  توسط محقق املشی  | 

بدون شرح

AdvertisementAdvertisement 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 18:22  توسط محقق املشی  |